|
بعد از آنکه عبداله اوزبک، خراسان را مورد تاخت و تاز قرار داد، روزی در سیستان عبورش بر قبر رستم افتاد. به طورشماتت این بیت را خواند :
سر از خاک بردار و ایران ببین به کام دلیران توران ببین
و گفت ندانم که رستم اگر قادر به گفتن بود چه میگفت ؟ یکی از وزرای او که ایرانی نژاد بود گفت : اگر خشم نگیری بگویم گفت: بگو گفت: اگر قادر بر گفتن بود میگفت:
چو بیشه تهی ماند از نره شیر شغالان درآیند آنجا دلیر
|